فرآیند شکلگیریِ هویت شغلی، نقش کاوش و تعهد، و پیوند آن با خودپنداره و روایت. همراه با مثالها و تمرینهای کاربردی برای تصمیمگیری بهتر در مسیر شغلی.
فهرست این درس
«میخواهی چهکاره شوی؟» این سؤالِ ساده، در واقع یک سؤالِ هویتی است. هویتِ شغلی یعنی یک تصویرِ روشن از اینکه از نظرِ حرفهای چه کسی هستی، به کجا تعلق داری، و به کدام سو میروی.
این یکی از مهمترین دستاوردهای بزرگسالی است. و خبرِ خوب اینکه میشود فعالانه ساختش، لازم نیست منتظر بمانی یک روز خودبهخود پیدایش شود.
چرا این بهدردت میخورد
هویتِ شغلیِ روشن، تو را در برابرِ فشار و سردرگمی محکم میکند. کسی که میداند «که هست»، راحتتر تصمیم میگیرد، به شغلهای نامناسب «نه» میگوید، و در بحران جهتش را گم نمیکند.
در مقابل، هویتِ شغلیِ مبهم با بلاتکلیفی، اضطراب و آسیبپذیری در برابرِ فشارِ بیرونی همراه است. در دنیای امروز که مسیرها از قبل تعیینشده نیستند، توانِ ساختنِ هویتِ شغلی دوبرابر مهم شده.
دو نگاه به هویت
دو نگاهِ مکمل به هویتِ شغلی هست:
- نگاهِ وضعیتهای هویت (مارسیا): هویت از تقاطعِ دو چیز ساخته میشود، کاوش (آزمودنِ گزینهها) و تعهد (انتخابِ یک مسیر و پایبندی به آن).
- نگاهِ روایی (ساویکاس): هویت چیزی نیست که «کشف» شود؛ از خلالِ روایتکردنِ تجربههایت فعالانه «ساخته» میشود.
از تقاطعِ کاوش و تعهد، چهار حالت پیدا میشود:
- هویتِ کسبشده: هم کاوش کردهای، هم آگاهانه متعهد شدهای. سالمترین حالت.
- هویتِ تحمیلی: بدونِ کاوش، متعهد شدهای (اغلب زیرِ فشارِ خانواده).
- وقفه: در حالِ کاوشی ولی هنوز متعهد نشدهای (یک مرحلهی طبیعی).
- سردرگمی: نه کاوش، نه تعهد.
«هویتِ تحمیلی» خطرناکترین است، چون از بیرون شبیهِ موفقیت به نظر میرسد: آدمی مطمئن و متعهد، که فقط هیچوقت واقعاً انتخاب نکرده.
صادقانه از خودت بپرس: دربارهی مسیرِ شغلیام، آیا کاوش کردهام؟ آیا متعهد شدهام؟ بر اساسِ جوابت، در کدامیک از آن چهار حالت مینشینی؟
اگر «تحمیلی» بودی، شاید وقتِ کمی کاوش رسیده. اگر «سردرگم» بودی، یک قدمِ کوچکِ کاوش بردار. هیچ حالتی دائمی نیست.
هویت را میشود ساخت
نگاهِ روایی یک پیامِ امیدبخش دارد: لازم نیست هویتت را مثلِ یک گنجِ پنهان «پیدا» کنی. میتوانی با وصلکردنِ تجربههایت به هم و ساختنِ یک داستانِ منسجم از آنها، فعالانه بسازیاش.
وقتی میتوانی بگویی «من از این تجربهها به اینجا رسیدم و برای این به آن سو میروم»، هویتِ شغلیات روشنتر میشود، حتی اگر تجربههایت در نگاهِ اول پراکنده به نظر برسند.
در چند جمله، مسیرِ کاریات را مثلِ یک داستان تعریف کن: از کجا شروع شد، چه چرخشهایی داشت، و چه چیزی این تکهها را به هم وصل میکند.
اگر اولش سخت بود، طبیعی است؛ ولی همین تمرین، خودش بخشی از ساختنِ هویت است. هر بار که داستانت را بازگو میکنی، روشنترش میکنی.
جمعبندی
هویتِ شغلی نه یکشبه پیدا میشود، نه برای همیشه ثابت میمانَد. با کاوش، تعهدِ آگاهانه، و روایتکردنِ تجربههایت، میتوانی فعالانه بسازیاش، و همین، تو را در دنیای پرتغییرِ امروز محکم نگه میدارد.
- هویتِ شغلی = تصویری روشن از اینکه حرفهای که هستی و به کجا میروی.
- از تقاطعِ کاوش و تعهد، چهار حالت ساخته میشود.
- «هویتِ تحمیلی» فریبنده است؛ مطمئن به نظر میرسد ولی انتخاب نشده.
- هویت را میشود با روایتکردنِ تجربهها فعالانه ساخت.
این هفته یک گزینهی شغلی که تا حالا جدی نگرفتهای را کمی «کاوش» کن: یک مقاله بخوان، با یک نفرِ آن حوزه حرف بزن. هدف انتخاب نیست؛ هدف، گشودنِ درِ کاوش است.
اگر خواستی بیشتر بخوانی
برای عمیقتر شدن، نظریهی وضعیتهای هویتِ مارسیا (Marcia, ۱۹۶۶) و کاربردِ شغلیِ آن (Porfeli & Lee, ۲۰۱۲) و نگاهِ روایی به هویتِ ساویکاس شروعهای خوبیاند.
یادداشت شخصی و خودسنجیاختیاری؛ فقط روی همین دستگاه ذخیره میشه
فقط با تأیید خودت، این درس کاملشده ثبت میشه.