بازگشت به مسیر طراحی مسیر شغلی
فصل ۵ · مسیرت را طراحی کندرس ۲۹ از ۵۹

پارادایم طراحی زندگی و روایت شغلی

سه‌گامِ طراحی زندگی: ساختِ روایت از داستان‌های کوچک، بازساخت در «پرتره‌ی زندگی»، و هم‌ساختِ مقاصد آینده. راهنمایی روشن و کاربردی برای مسیر شغلی.

۴ دقیقه مطالعهدرس ۲ از ۶ این فصلانتشار
بعد از این درس

سه‌گامِ طراحی زندگی: ساختِ روایت از داستان‌های کوچک، بازساخت در «پرتره‌ی زندگی»، و هم‌ساختِ مقاصد آینده. راهنمایی روشن و کاربردی برای مسیر شغلی.

فهرست این درس

اگر «برساختِ شغلی» نظریه است، «طراحیِ زندگی» (Life Design) روشِ کاربردیِ آن است. این پارادایم را گروهی از برجسته‌ترین پژوهشگرانِ بین‌المللی در سالِ ۲۰۰۹ معرفی کردند، در پاسخ به یک سؤالِ بنیادین: در دنیایی که دیگر باثبات و قابلِ‌پیش‌بینی نیست، راهنماییِ شغلی چطور باید باشد؟

جوابشان یک چرخش بود: از «تطبیق‌دادنِ آدم‌ها با مشاغل» به «کمک به آدم‌ها برای طراحیِ زندگیِ معنادارِ خودشان».

چرا این به‌دردت می‌خورد

راهنماییِ کلاسیک برای دنیایی ساخته شده بود که مشاغل پایدار و مسیرها قابلِ‌پیش‌بینی بودند. اما دنیای امروز، که از آن به‌عنوانِ «مدرنیته‌ی سیال» یاد می‌شود، این فرض‌ها را فرو ریخته است.

طراحیِ زندگی برای همین دنیای بی‌ثبات ساخته شده: به‌جای دادنِ یک «پاسخِ نهایی»، به تو کمک می‌کند مهارتِ بازطراحیِ مداوم را یاد بگیری. این برای کسی که با چند گذار و تغییرِ مسیر روبه‌روست، خیلی کاربردی‌تر از یک آزمونِ تطبیقیِ یک‌باره است.

چند چرخشِ بنیادین

  • از نمره به داستان: به‌جای تکیه‌ی صرف بر آزمون و نمره، روی روایت‌ها و داستان‌های فرد تمرکز می‌کند.
  • از «چه چیزی درست است» به «چه چیزی مفید است»: معیار، مطابقت با یک حقیقتِ عینی نیست؛ سودمندیِ روایت برای پیش‌بردنِ زندگیِ توست.
  • از تطبیق به طراحی: هدف، یافتنِ شغلِ از‌پیش‌موجود نیست؛ طراحیِ فعالانه‌ی مسیر و معناست.

در دنیایی که نقشه‌ها مدام عوض می‌شوند، باارزش‌ترین چیز یک نقشه‌ی ثابت نیست؛ مهارتِ نقشه‌کشیِ دوباره است.

تمرین: نمره یا داستان؟

به آخرین باری که درباره‌ی مسیرت تصمیم گرفتی فکر کن. بیشتر بر اساسِ «نمره‌ها» تصمیم گرفتی (مدرک، حقوق، رتبه) یا بر اساسِ «داستان» (این با مسیر و معنای من می‌خواند)؟

لازم نیست نمره‌ها را دور بریزی؛ فقط ببین آیا به داستان هم به‌اندازه‌ی کافی وزن داده‌ای.

طراحی، یک‌بار نیست؛ همیشگی است

مهم‌ترین تفاوتِ این پارادایم با نگاهِ کلاسیک این است: طراحیِ زندگی یک رویدادِ یک‌باره نیست (مثلِ یک‌بار آزمون‌دادن و یک شغل انتخاب‌کردن). یک عادتِ همیشگی است.

هر چند سال، شرایط، خودت و دنیا عوض می‌شوند، و تو دوباره طراحی می‌کنی. این یعنی هیچ تصمیمی «آخرین» نیست و هیچ بن‌بستی واقعاً دائمی نیست؛ همیشه می‌توانی دوباره طراحی کنی.

تمرین: یک بازطراحیِ کوچک

یک بخشِ کوچک از کارت که مدت‌هاست همان‌طور مانده را در نظر بگیر. اگر می‌خواستی همین امروز دوباره طراحی‌اش کنی، یک چیزِ کوچک را چطور عوض می‌کردی؟

یک تغییرِ کوچک را همین هفته امتحان کن. بازطراحی، با همین گام‌های کوچک شروع می‌شود.

جمع‌بندی

طراحیِ زندگی می‌گوید در دنیای بی‌ثباتِ امروز، به‌جای جست‌وجوی یک شغلِ آماده‌ی ابدی، مسیرت را فعالانه طراحی کن و بپذیر که این طراحی، تمام‌نشدنی است. همین نگاه، هم آزادکننده است، هم با واقعیتِ امروز جور.

اگر فقط چند چیز از این درس بماند:
  • طراحیِ زندگی، روشِ کاربردیِ نظریه‌ی برساختِ شغلی است.
  • سه چرخش: از نمره به داستان، از «درست» به «مفید»، از تطبیق به طراحی.
  • در دنیای سیال، مهارتِ بازطراحی از هر نقشه‌ی ثابتی باارزش‌تر است.
  • طراحی یک‌باره نیست؛ یک عادتِ همیشگی است. هیچ بن‌بستی دائمی نیست.
چالشِ این هفته

این هفته داستانِ یک تجربه‌ی کاری‌ات را طوری بازروایت کن که «مفید» باشد (به تو انرژی و جهت بدهد)، حتی اگر آن تجربه در ظاهر یک شکست بوده. ببین روایتِ مفید چطور حالِ امروزت را عوض می‌کند.

اگر خواستی بیشتر بخوانی

برای عمیق‌تر شدن، مقاله‌ی بنیادینِ پارادایمِ طراحیِ زندگی (Savickas و همکاران، ۲۰۰۹) نقطه‌ی شروعِ اصلی است.

یادداشت شخصی و خودسنجیاختیاری؛ فقط روی همین دستگاه ذخیره می‌شه
درس رو تموم کردی؟

فقط با تأیید خودت، این درس کامل‌شده ثبت می‌شه.