بازگشت به مسیر طراحی مسیر شغلی
فصل ۱ · بازی را بشناسدرس ۶ از ۵۹

مفاهیم بنیادین: خودپنداره، هویت شغلی و عاملیت

سه سازه‌ی زیربنایی که در سراسر نظریه‌های شغلی تکرار می‌شوند: خودپنداره، هویت شغلی و عاملیت فردی. همراه با تمرین‌های کاربردی برای مسیر شغلی.

۴ دقیقه مطالعهدرس ۶ از ۶ این فصلانتشار
بعد از این درس

سه سازه‌ی زیربنایی که در سراسر نظریه‌های شغلی تکرار می‌شوند: خودپنداره، هویت شغلی و عاملیت فردی. همراه با تمرین‌های کاربردی برای مسیر شغلی.

فهرست این درس

هر مسیرِ شغلی، چه بدانیم چه ندانیم، روی سه ستون ایستاده. این سه‌تا آن‌قدر زیربنایی‌اند که تقریباً همه‌ی نظریه‌های شغلی، یک‌جا رویشان بنا شده‌اند.

اسم‌هایشان کمی کتابی است، خودپنداره، هویتِ شغلی و عاملیت، ولی هر سه به سه سؤالِ خیلی ساده و خیلی شخصی جواب می‌دهند.

چرا این به‌دردت می‌خورد

این سه مفهوم در واقع سه سؤالِ بنیادینِ هر آدمی درباره‌ی کارش هستند:

  • من که هستم؟، این می‌شود خودپنداره.
  • در دنیای کار، من چه کسی‌ام و به کجا تعلق دارم؟، این می‌شود هویتِ شغلی.
  • آیا من سازنده‌ی مسیرم هستم یا قربانیِ شرایط؟، این می‌شود عاملیت.

کسی که این سه را در خودش پرورانده، جلوی سردرگمی و فشارِ بیرونی محکم‌تر می‌ایستد؛ چون می‌داند چه می‌خواهد، می‌داند کجای دنیای کار ایستاده، و باور دارد که می‌تواند روی مسیرش اثر بگذارد.

سه ستون، به زبانِ ساده

خودپنداره (Self-Concept) یعنی تصویری که از خودت داری: علایق، توانایی‌ها، ارزش‌ها، و آن چیزهایی که فکر می‌کنی «خودت» هستند. مهم است بدانی این تصویر ثابت نیست؛ در طولِ زندگی عوض می‌شود.

هویتِ شغلی (Vocational Identity) بخشی از همان تصویر است که به نقشت در دنیای کار مربوط می‌شود، جوابِ روشن به این‌که «من از نظرِ حرفه‌ای چه کسی‌ام؟».

عاملیت (Agency) یعنی این باور و توان که «من بازیگرِ زندگی‌ام هستم، نه فقط واکنش‌دهنده به اتفاق‌ها».

این سه به‌هم وصل‌اند: خودپنداره ماده‌ی خام است، هویتِ شغلی شکلی است که این ماده در دنیای کار می‌گیرد، و عاملیت آن نیرویی است که تو را از تماشاگر به سازنده تبدیل می‌کند.

تمرین: سه جمله درباره‌ی خودت

این سه جمله را تمام کن، بی‌فکرِ زیاد، با اولین چیزی که به ذهنت می‌رسد:

۱) «من آدمی‌ام که…» (خودپنداره)؛ ۲) «در کارم، من کسی‌ام که…» (هویتِ شغلی)؛ ۳) «درباره‌ی مسیرم، من می‌توانم…» (عاملیت).

کدام جمله را راحت‌تر نوشتی؟ همان ستونی که سخت نوشتی، همان‌جایی است که این روزها بیشتر باید رویش کار کنی.

عاملیت یعنی همه‌چیز دستِ توست؟ نه دقیقاً

ایده‌ی عاملیت ریشه در کارِ روان‌شناسی به اسم آلبرت بندورا (Bandura) دارد که باورِ آدم به توانایی خودش (خودکارآمدی) را محورِ کنش می‌داند. نظریه‌های تازه‌تر هم همین را پی گرفته‌اند؛ مثلاً نظریه‌ی روان‌شناسیِ کارکردن با مفهومِ «اراده‌ی شغلی» نشان می‌دهد حسِ عاملیت حتی وقتی شرایط محدود است، نقشِ مهمی در رسیدن به کارِ شایسته دارد (Duffy et al., ۲۰۱۶).

اما یک نکته‌ی مهم و صادقانه این‌جا هست: عاملیت مطلق نیست. همه‌ی آدم‌ها به یک اندازه آزادیِ انتخاب ندارند. کسی که از صفر شروع می‌کند با کسی که پشتش گرم است، شرایطِ یکسانی ندارد. نگاهِ بالغ به عاملیت این است: تا جایی که دستت می‌رسد فعالانه عمل کن، و در عینِ حال محدودیت‌های واقعی را هم ببین و انکارشان نکن.

تمرین: دایره‌ی نفوذت

یک نارضایتیِ کاری را بنویس. حالا دو ستون بساز: «چیزهایی که واقعاً دستِ من است» و «چیزهایی که از کنترلِ من بیرون است».

یک قدمِ کوچک از ستونِ اول را همین هفته بردار. عاملیت با کارِ بزرگ شروع نمی‌شود؛ با همین قدم‌های کوچکِ تحتِ کنترل، کم‌کم ساخته می‌شود.

جمع‌بندی

قبل از هر تست و نظریه‌ی پیچیده‌ای، این سه ستون را در خودت محکم کن. وقتی بدانی که هستی، کجا ایستاده‌ای، و چقدر می‌توانی اثر بگذاری، بقیه‌ی مسیر خیلی روشن‌تر می‌شود.

اگر فقط چند چیز از این درس بماند:
  • خودپنداره: «من که هستم؟»، و این تصویر در طولِ زندگی عوض می‌شود.
  • هویتِ شغلی: «در کار، من چه کسی‌ام؟»
  • عاملیت: باور به این‌که می‌توانی روی مسیرت اثر بگذاری.
  • عاملیت مطلق نیست؛ نگاهِ بالغ، هم اقدام می‌کند هم محدودیت را می‌بیند.
چالشِ این هفته

این هفته یک تصمیمِ کوچکِ کاری را که معمولاً منتظرِ تأییدِ دیگران برایش می‌مانی، خودت بگیر و اجرا کن. هدف نتیجه نیست؛ هدف این است که عضله‌ی عاملیت را یک‌بار تکان بدهی.

اگر خواستی بیشتر بخوانی

برای عمیق‌تر شدن، نگاهِ دانلد سوپر به خودپنداره (Super, ۱۹۸۰)، نگاهِ روایی به هویت از ساویکاس (Savickas, ۲۰۰۵)، و کارِ بندورا درباره‌ی خودکارآمدی شروع‌های خوبی‌اند.

یادداشت شخصی و خودسنجیاختیاری؛ فقط روی همین دستگاه ذخیره می‌شه
درس رو تموم کردی؟

فقط با تأیید خودت، این درس کامل‌شده ثبت می‌شه.