نظریهی خودپندارهی Super: مسیر شغلی بهمثابهی تحققِ تصویر فرد از خود، در طول مراحل زندگی. همراه با تمرینهای کاربردی برای مسیر شغلی.
فهرست این درس
چرا یک نفر شغلی را برمیگزیند و در آن میماند، ولی دیگری همان شغل را رها میکند؟ دانلد سوپر، یکی از مهمترین نظریهپردازانِ این حوزه، یک جوابِ عمیق داد: انتخابِ شغلی در واقع تلاشی است برای «اجراکردنِ خودپنداره».
یعنی ما شغلهایی را انتخاب میکنیم که بگذارند همان کسی باشیم که فکر میکنیم هستیم. پس اگر بفهمیم خودپنداره چیست و چطور عوض میشود، کلیدِ فهمِ کلِ مسیرمان را داریم.
چرا این بهدردت میخورد
اگر مسیرِ شغلی، اجرای خودپنداره باشد، پس عوضشدنِ خودپنداره یعنی عوضشدنِ مسیر. و همین توضیح میدهد چرا انتخابهای شغلیِ ما در دهههای مختلفِ زندگی فرق میکنند.
کسی که در ۲۲سالگی خودش را «جویندهی موفقیتِ سریع» میدید، شاید در ۴۰سالگی خودش را «جویندهی معنا و تعادل» ببیند، و طبیعی است که انتخابهای متفاوتی بکند. فهمِ این، آدم را از سرزنشِ خودش بهخاطرِ «تغییرِ نظر» آزاد میکند؛ این تغییر، عیب نیست، بخشی از رشد است.
چند ایدهی کلیدی از سوپر
- خودپنداره: تصویرِ تو از خودت، که در تعاملِ مداوم با محیط ساخته و بازساخته میشود.
- بلوغِ شغلی: آمادگیِ تو برای انجامِ کارهای متناسب با مرحلهی فعلیِ زندگیات.
- مراحلِ زندگی: مسیرِ شغلی از چند مرحلهی بزرگ عبور میکند.
- بازچرخش: در هر سنی میتوانی با تغییرِ شرایط، به مرحلهای قبلی برگردی و دوباره طیاش کنی.
سوپر پنج مرحله را نام برد: رشد (کودکی تا حدودِ ۱۴)، کاوش (حدودِ ۱۵ تا ۲۴)، تثبیت (۲۵ تا ۴۴)، نگهداری (۴۵ تا ۶۴) و کنارهگیری. ولی نکتهی مهم این است که این مراحل خطیِ یکطرفه نیستند.
لازم نیست از اینکه در ۴۰سالگی دوباره در حالِ «کاوش»ی، خجالت بکشی. بازچرخش یعنی همین: میشود هر سنی دوباره شروع کرد.
یک جمله بنویس که ۱۰ سال پیش خودت را با آن توصیف میکردی، و یک جمله که حالا توصیف میکنی.
چه چیزی عوض شده؟ و آیا انتخابهای شغلیات این تغییر را دنبال کردهاند یا هنوز عقب ماندهاند؟ گاهی نارضایتی از همینجاست: خودپنداره جلو رفته، ولی شغل سرِ جای قبلی مانده.
پس باید چه کار کرد؟
اگر مسیر، اجرای خودپنداره است، دو کارِ عملی مهم میشود. اول، خودپندارهات را روشنتر کن (همهی این گامِ «خودشناسی» دقیقاً همین است). دوم، هر چند وقت یکبار بپرس «آیا شغلِ فعلیام هنوز به من اجازه میدهد همان کسی باشم که حالا هستم؟».
اگر جواب «نه» بود، لزوماً یعنی باید همهچیز را عوض کنی؛ ولی یعنی وقتِ یک بازنگریِ صادقانه رسیده.
از پنج مرحله (رشد، کاوش، تثبیت، نگهداری، کنارهگیری)، حس میکنی الان در کدامی؟ لازم نیست با سنت بخواند.
بنویس کارِ اصلیِ این مرحله برای تو چیست. وقتی بدانی در چه مرحلهای هستی، انتظارهایت از خودت واقعیتر میشود.
جمعبندی
مسیرِ شغلی، آینهی خودپندارهی توست. و چون آدم در طولِ زندگی عوض میشود، طبیعی است که مسیر هم بازنگری بخواهد. این یعنی هیچ تصمیمی «آخرین» نیست.
- انتخابِ شغلی، تلاشی برای «اجراکردنِ خودپنداره» است.
- خودپنداره در طولِ زندگی عوض میشود؛ پس مسیر هم تغییر میکند.
- مراحلِ زندگیِ شغلی خطی نیستند؛ بازچرخش طبیعی است.
- هر چند وقت بپرس: شغلم هنوز با «منِ امروز» میخواند؟
این هفته یک جملهی «من کسی هستم که…» بنویس و چند روز کنارش بگذار و بازبینیاش کن. ببین آیا کارِ روزانهات این جمله را تأیید میکند یا با آن در تضاد است.
اگر خواستی بیشتر بخوانی
برای عمیقتر شدن، نظریهی رشدِ شغلیِ دانلد سوپر و مفهومِ مراحلِ زندگیِ او (Super, ۱۹۸۰) نقطهی شروعِ کلاسیکی است.
یادداشت شخصی و خودسنجیاختیاری؛ فقط روی همین دستگاه ذخیره میشه
فقط با تأیید خودت، این درس کاملشده ثبت میشه.