سه پنجرهی مهمِ محیطِ کلان: اخلاق (اعتماد و مشروعیت)، فناوری و نوآوری، و بینالملل؛ بهعلاوهی چهار راهبردِ بینالمللیشدنِ کسبوکار.
فهرست این درس
سه پنجرهی دیگرِ محیطِ کلان مانده که هرکدام امروز مهمتر از همیشهاند: اخلاق، فناوری و بینالملل. این سه، بهخصوص برای کسبوکارهای نوپا و خدماتی، میتوانند سرنوشتساز باشند.
چرا این بهدردت میخورد
فناوری دارد همهی صنعتها را زیرورو میکند، اخلاق به اعتماد و برند گره خورده، و بینالملل حتی روی یک کسبوکارِ کاملاً داخلی هم (از راهِ تحریم و ارز) اثر میگذارد. غفلت از این سه، یعنی نابینایی نسبت به بزرگترین تغییراتِ امروز.
پنجرهی اخلاقی
محیطِ اخلاقی یعنی انتظاراتِ اخلاقیِ جامعه از کسبوکار: صداقت در تولید و تبلیغ، رازداری، و رعایتِ ارزشها. در کوچینگِ ایران این پنجره بهشکلِ جالبی پررنگ است: تضادِ فرهنگِ «مرید و مرادی» با رابطهی برابرِ کوچینگ (مراجع انتظارِ «تجویز» دارد، نه «همراهی»)؛ حساسیتِ «رازداری و حفظِ آبرو» که شفافیتِ مراجع را سخت میکند؛ و حتی این قضاوتِ فرهنگی که «پولگرفتن برای گوشدادن و سؤالپرسیدن» را زیرِ سؤال میبرد. کوچِ ایرانی باید این فضای اخلاقی را خوب بشناسد.
پنجرهی فناوری و نوآوری
فناوری یعنی کاربردِ نظاممندِ دانش برای مقاصدِ عملی، و نوآوری یعنی تجاریکردنِ ایدهها. عواملش: بودجهی تحقیقوتوسعه، زیرساختِ ICT، حمایت از مالکیتِ معنوی، همکاریِ دانشگاه و صنعت، و دسترسی به سرمایهی خطرپذیر. در کوچینگِ ایران: وابستگیِ شدید به اینترنت و چالشِ فیلترینگِ پلتفرمهای جهانی (که کوچها را به جایگزینهای بومی کشانده)، دیجیتالیشدنِ بازاریابی (که برندسازیِ شخصی را از خودِ روشِ کوچینگ مهمتر کرده)، ورودِ هوشِ مصنوعی، و تسهیلِ پرداختِ آنلاین، همه چهرهی این صنعت را عوض کردهاند.
پنجرهی بینالملل
از نیمهی دومِ قرنِ بیستم، کسبوکارها بیشازپیش جهانی شدهاند. در این پنجره، جریانهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، فناورانه و امنیتیِ جهانی بر کسبوکار اثر میگذارند؛ مثلاً تحریمهای بینالمللی، نهادهای جهانی (بانکِ جهانی، سازمانِ تجارتِ جهانی) و روندهای فناوریِ جهانی. حتی یک کسبوکارِ کاملاً داخلی هم از راهِ نرخِ ارز و محدودیتِ تعاملاتِ مالیِ بینالمللی، اثرش را حس میکند.
راههای بینالمللیشدن
اگر کسبوکاری بخواهد جهانی شود، چند راهبردِ اصلی دارد، از ساده به پیچیده:
- صادراتِ مستقیم: سادهترین راه؛ تولید در داخل و فروش به خارج (نرخِ ارز نقشِ کلیدی دارد).
- اعطای نمایندگی و تولید تحتِ لیسانس: شریکِ محلی از برند و فرایندِ تو استفاده میکند و در کشورِ مقصد تولید میکند (مثلِ مدلِ بعضی برندهای جهانی).
- سرمایهگذاریِ مشترک: یک شریکِ داخلی و یک خارجی با هم؛ یکی فناوری و سرمایه میآورد، دیگری بازار و منابع.
- سرمایهگذاریِ مستقیمِ خارجی: ورودِ مستقیم و کاملِ به کشورِ مقصد؛ پرریسکترین ولی با کنترلِ کامل.
فناوری و بینالملل، حتی وقتی فکر میکنی به تو ربطی ندارند، از پنجرهی پشتی وارد میشوند.
برای کسبوکارت یک جمله بنویس: یک ملاحظهی اخلاقی که مشتریهایت برایش حساساند، یک فناوریِ نوظهور که میتواند کارت را عوض کند، و یک عاملِ بینالمللی (مثلِ نرخِ ارز یا تحریم) که اثرش را حس میکنی.
جمعبندی
سه پنجرهی اخلاقی، فناوری و بینالملل، امروز از همیشه مهمترند. اخلاق به اعتماد و مشروعیت گره خورده، فناوری صنعتها را بازتعریف میکند، و بینالملل (حتی برای کسبوکارِ داخلی) از راهِ ارز و تحریم اثر میگذارد. حالا نُه پنجرهی محیطِ کلان را داریم؛ در درسِ بعد همه را در یک ابزارِ منظم بهنامِ PESTEL جمع میکنیم.
- اخلاق به اعتماد، برند و مشروعیت گره خورده است.
- فناوری و نوآوری دارند صنعتها را بازتعریف میکنند.
- بینالملل حتی بر کسبوکارِ داخلی هم (از راهِ ارز و تحریم) اثر دارد.
- چهار راهِ بینالمللیشدن: صادرات، لیسانس، سرمایهگذاریِ مشترک، FDI.
تصور کن کسبوکارت بخواهد به یک کشورِ همسایه وارد شود. کدامیک از چهار راهبردِ بینالمللیشدن برایش مناسبتر است و چرا؟ در چند خط استدلال کن.
اگر خواستی بیشتر بخوانی
راهبردهای ورود به بازارِ بینالملل (صادرات، لیسانس، سرمایهگذاریِ مشترک و FDI) در کتابهای کسبوکارِ بینالملل بهتفصیل آمدهاند. در درسِ بعد، همهی این پنجرهها را در ابزارِ PESTEL و خواهرش STEEPV کنار هم میگذاریم.
یادداشت شخصی و خودسنجیاختیاری؛ فقط روی همین دستگاه ذخیره میشه
فقط با تأیید خودت، این درس کاملشده ثبت میشه.