نظریهی اقتضایی: هیچ بهترینراهِ همیشگی وجود ندارد؛ بهترین ساختار و تصمیم به شرایطِ محیط بستگی دارد. ساختارِ مکانیکی یا ارگانیک؟ در این درس، مفهوم را با مثال…
فهرست این درس
یک مدیرِ باتجربه را تصور کن که در یک شرکت فوقالعاده بوده. حالا به شرکتِ دیگری میرود و دقیقاً همان کارها را میکند، ولی این بار شکست میخورد. چه شد؟
جوابِ نظریهی اقتضایی ساده است: چون شرایطِ محیط فرق کرده. نسخهای که در یک محیط معجزه میکند، میتواند در محیطِ دیگر سَم باشد.
چرا این بهدردت میخورد
این نظریه تو را از دامِ «راهِ درست همیشه یکی است» نجات میدهد. بهجایش یاد میگیری بپرسی: «این کار، برای این محیط درست است؟»
ایدهی اصلی: «همهچیز بستگی دارد به...»
تامپسون (Thompson, ۱۹۶۷) و همفکرانش این نظریه را ساختند. مسئلهشان این بود: کسبوکار در یک محیطِ نامطمئن و پیوستهدرتغییر، چطور با عقلانیتِ محدودِ خودش به اهدافش برسد؟
جوابشان: هیچ روشِ مدیریتیِ واحدی نیست که همهجا صددرصد جواب بدهد. بهترین تصمیم و بهترین ساختار «بستگی دارد» به شرایط؛ بهخصوص به اینکه محیط چهقدر باثبات یا پرتغییر است. جملهی معروفش این است: «همهچیز بستگی دارد به...» و کلِ کار این است که بفهمی «به چه چیزی؟».
چند متغیر که جوابِ این سؤالند: میزانِ تغییراتِ محیطی، فناوریِ اصلیِ سازمان، راهبردی که دنبال میکند، اندازهی سازمان، و شبکههای قدرت در آن. مهمترینشان معمولاً عدمِ اطمینانِ محیطی است.
ساختارِ مکانیکی یا ارگانیک؟
یک نتیجهی کاربردیِ این نظریه، انتخابِ نوعِ ساختار است:
- در محیطِ پایدار و قابلپیشبینی، ساختارِ مکانیکی (رسمی، قاعدهمند، سلسلهمراتبی) خوب کار میکند.
- در محیطِ بیثبات و پیچیده، ساختارِ ارگانیک (منعطف، تیمهای کوچک، تصمیمِ سریع) کارآمدتر است.
چون محیطِ کسبوکارِ ایران اغلب نامطمئن و متغیر است، سازمانهایی که انعطاف، چابکی و یادگیریِ بیشتری دارند معمولاً بهتر عمل میکنند. چند مثال:
- استارتاپ و فینتک: تغییرِ سریعِ فناوری و مقررات؛ ساختارِ ارگانیک و تیمِ کوچک و چابک به دردش میخورد.
- داروسازی: مقرراتِ سخت و حساسیتِ سلامت؛ ساختارِ نیمهمکانیکی با کنترلِ کیفیتِ شدید.
- خودروسازی: ساختارهای بزرگِ مکانیکی و بوروکراتیک؛ ولی چون محیطِ ایران متغیرتر شده، این ساختارها کمتر جواب میدهند.
محیطِ کاری و ده پنجرهاش
تامپسون محیطِ نزدیکِ سازمان را «محیطِ کاری» (Task Environment) نامید: همان بازیگرانی که مستقیم با کارِ روزمره سروکار دارند، مثلِ مشتری، تأمینکننده، نیرو، رقبا و تنظیمگرها. این محیطِ کاری بعدها به ده بخش گسترش یافت که فهرستِ خوبی برای تحلیل است: صنعت، مواد خام، منابع انسانی، مالی، بازار، فناوری، اقتصاد، حکومت، اجتماعی‑فرهنگی، و جهانی.
محیطِ کسبوکارت را در یک کلمه توصیف کن: پایدار یا بیثبات؟ حالا ساختارش را: بیشتر مکانیکی (رسمی و کند) یا ارگانیک (منعطف و سریع)؟
اگر محیطت بیثبات است ولی ساختارت مکانیکی، یک ناهماهنگی پیدا کردهای؛ بنویس یک قدمِ کوچک برای چابکترشدن چه میتواند باشد.
نظریهی اقتضایی یعنی: نسخه نپیچ تا بیمار را ندیدهای.
جمعبندی
نظریهی اقتضایی میگوید هیچ «بهترین راهِ» جهانشمولی وجود ندارد؛ بهترین ساختار و تصمیم به شرایطِ محیط بستگی دارد، بهویژه به میزانِ عدمِ اطمینان. در محیطِ پایدار ساختارِ مکانیکی، و در محیطِ بیثبات ساختارِ ارگانیک بهتر جواب میدهد. برای محیطِ پرنوسانِ ایران، چابکی معمولاً برنده است.
- «هیچ راهِ درستِ همیشگی وجود ندارد؛ همهچیز بستگی دارد به شرایط.»
- مهمترین متغیر معمولاً عدمِ اطمینانِ محیطی است.
- محیطِ پایدار → ساختارِ مکانیکی؛ محیطِ بیثبات → ساختارِ ارگانیک.
- محیطِ کاری ده بخش دارد؛ فهرستِ خوبی برای شروعِ تحلیل.
یک «بهترینروشی» که جایی شنیدهای و خواستی در کسبوکارت پیاده کنی به یاد بیاور. بپرس: محیطی که آن روش در آن جواب داده، چهقدر شبیهِ محیطِ توست؟ همین سؤال میتواند جلوی یک اشتباهِ بزرگ را بگیرد.
اگر خواستی بیشتر بخوانی
نظریهی اقتضایی با کارهای تامپسون (Thompson, ۱۹۶۷) شناخته میشود و بحثِ ساختارِ مکانیکی در برابرِ ارگانیک هم از مطالعاتِ کلاسیکِ این حوزه میآید. در درسِ بعد سراغِ دو نظریهی دیگر میرویم: وابستگی منابع و نهادگرایی.
یادداشت شخصی و خودسنجیاختیاری؛ فقط روی همین دستگاه ذخیره میشه
فقط با تأیید خودت، این درس کاملشده ثبت میشه.