صاحبنظرها محیط را بر اساسِ پیچیدگی و ناپایداری دسته کردهاند؛ ماتریسِ عدمِ اطمینانِ دف و مکانیکی/ارگانیکِ برنز و استاکر، با جایگاهِ کسبوکارهای ایران.
فهرست این درس
وقتی میگوییم «محیطِ عملیاتی»، همهی محیطها یکجور نیستند. صاحبنظرهای مختلف کوشیدهاند این محیطها را دستهبندی کنند تا بفهمیم با چه نوعی طرفیم.
چرا این بهدردت میخورد
این دستهبندیها یک کارِ مهم میکنند: به تو میگویند محیطت چقدر «نامطمئن» است، و هرچه نامطمئنتر، باید منعطفتر و هوشیارتر باشی.
چند نگاه به دستهبندیِ محیط
چند صاحبنظر، محیط را بر اساسِ میزانِ تغییر و پیچیدگی دسته کردهاند؛ از جمله راوو، رنیاد و همکاران، برنز و استاکر، و ریچارد دف. هرکدام زاویهی خودش را دارد، ولی همه به یک هستهی مشترک میرسند. دو تا از معروفترینها را باز کنیم.
برنز و استاکر: مکانیکی یا ارگانیک
این را در گامِ نظریهها هم دیدیم: محیطِ پایدار با ساختارِ مکانیکی (رسمی و قاعدهمند) جور است، و محیطِ متغیر با ساختارِ ارگانیک (منعطف و سریع). یعنی نوعِ محیط باید نوعِ سازمان را تعیین کند.
ریچارد دف: ماتریسِ عدمِ اطمینان
دف یک قابِ خیلی کاربردی ساخت. او محیط را روی دو محور سنجید:
- ساده یا پیچیده: چند عنصرِ مهم در محیطت هست؟ کم (ساده) یا زیاد (پیچیده)؟
- پایدار یا ناپایدار: این عناصر چقدر سریع تغییر میکنند؟
از ترکیبِ این دو، چهار حالت درمیآید، از عدمِ اطمینانِ کم تا زیاد:
- ساده و پایدار → عدمِ اطمینانِ کم (راحتترین حالت).
- ساده و ناپایدار، یا پیچیده و پایدار → عدمِ اطمینانِ متوسط.
- پیچیده و ناپایدار → عدمِ اطمینانِ زیاد (سختترین حالت).
محیطِ خیلی از کسبوکارهای ایرانی در همان خانهی «پیچیده و ناپایدار» مینشیند؛ یعنی بیشترین عدمِ اطمینان.
ترکیبِ نظریات
اگر همهی این دستهبندیها را کنار هم بگذاری، یک پیامِ مشترک میدهند: هرچه محیط پیچیدهتر و ناپایدارتر باشد، عدمِ اطمینان بیشتر است و سازمان به ساختار و تحلیلِ منعطفتر نیاز دارد. این دقیقاً همان حلقهای است که گامِ تلاطم و گامِ نظریهها را به هم وصل میکند.
اول جای محیطت را روی نقشهی عدمِ اطمینان پیدا کن؛ بعد تصمیم بگیر چقدر منعطف باشی.
کسبوکارت را روی دو محورِ دف بسنج: محیطت ساده است یا پیچیده؟ پایدار است یا ناپایدار؟
حالا بگو در کدام خانه افتادی و عدمِ اطمینانت کم است، متوسط، یا زیاد. این یک عددِ ذهنی به تو میدهد که در گامهای بعد لازمش داری.
جمعبندی
صاحبنظرهای مختلف (راوو، رنیاد، برنز و استاکر، دف) محیط را دستهبندی کردهاند، ولی همه به یک نتیجه میرسند: ترکیبِ پیچیدگی و ناپایداری، میزانِ عدمِ اطمینان را میسازد. ماتریسِ دف سادهترین راه برای پیداکردنِ جای محیطِ توست. حالا که جنسِ میدان را شناختی، وقتِ آن است که با ابزارِ پورتر، شدتِ رقابتش را اندازه بگیری.
- چند دستهبندی برای محیط هست (راوو، رنیاد، برنز و استاکر، دف).
- برنز و استاکر: محیطِ پایدار→مکانیکی، متغیر→ارگانیک.
- دف: عدمِ اطمینان = ترکیبِ پیچیدگی و ناپایداری.
- همه به یک پیام میرسند: محیطِ پیچیدهتر و ناپایدارتر = نیازِ بیشتر به انعطاف.
دو صنعتِ متفاوت را روی ماتریسِ دف بگذار (مثلاً نانوایی و فروشگاهِ آنلاین). کدام در خانهی پرعدماطمینانتر مینشیند و چرا؟ این مقایسه، حسِ خوبی از ماتریس به تو میدهد.
اگر خواستی بیشتر بخوانی
ماتریسِ عدمِ اطمینانِ محیطیِ ریچارد دف (Daft) و تمایزِ ساختارِ مکانیکی/ارگانیکِ برنز و استاکر از مباحثِ کلاسیکِ تئوریِ سازماناند. در درسِ بعد، معروفترین ابزارِ تحلیلِ رقابت را یاد میگیریم: پنج نیروی پورتر.
یادداشت شخصی و خودسنجیاختیاری؛ فقط روی همین دستگاه ذخیره میشه
فقط با تأیید خودت، این درس کاملشده ثبت میشه.