بازگشت به مسیر تحلیل محیط کسب‌وکار
فصل ۱ · چرا محیط را بخوانیم؟درس ۱ از ۲۹

چرا اصلاً محیطِ کسب‌وکار را تحلیل کنیم؟

هیچ کسب‌وکاری در خلأ کار نمی‌کند؛ تحلیل محیط یعنی چه، چه چیزی را تحلیل می‌کنیم و چرا در اقتصادِ ایران مهم‌تر است. راهنمایی کاربردی برای تحلیل کسب‌وکار.

۶ دقیقه مطالعهدرس ۱ از ۳ این فصلانتشار
بعد از این درس

هیچ کسب‌وکاری در خلأ کار نمی‌کند؛ تحلیل محیط یعنی چه، چه چیزی را تحلیل می‌کنیم و چرا در اقتصادِ ایران مهم‌تر است. راهنمایی کاربردی برای تحلیل کسب‌وکار.

فهرست این درس

یک کسب‌وکار را تصور کن که همه‌چیزش سرِ جایش است: محصولِ خوب، تیمِ خوب، قیمتِ منطقی. بعد یک‌شب نرخِ ارز بالا می‌رود، یا یک قانونِ تازه می‌آید، یا چند روز اینترنت قطع می‌شود.

هیچ‌کدامِ این اتفاق‌ها داخلِ آن شرکت تصمیم‌گیری نشده. ولی هر کدامشان می‌تواند همه‌چیز را زیر و رو کند.

این ما را به یک حقیقتِ ساده می‌رساند: هیچ کسب‌وکاری در خلأ کار نمی‌کند. هر بنگاهی، چه یک استارتاپِ نوپا چه یک شرکتِ بزرگ، داخلِ محیطی نفس می‌کشد که مدام رویش اثر می‌گذارد.

چرا این به‌دردت می‌خورد

اگر محیط را نخوانی، غافلگیر می‌شوی؛ تغییر می‌آید و تو فقط واکنش نشان می‌دهی. اگر بخوانی‌اش، فرصت را زودتر می‌بینی و تهدید را زودتر مدیریت می‌کنی.

این درس، نقطه‌ی شروعِ کلِ این مسیر است. می‌خواهیم سه چیز را روشن کنیم: محیط یعنی چه، تحلیلش یعنی چه، و چرا در اقتصادی مثلِ ایران این کار از همیشه مهم‌تر شده.

کسب‌وکار، یک موجودِ زنده در یک محیط است

یک سازمان را مثلِ یک موجودِ زنده ببین. از محیطِ دورِ خودش چیز می‌گیرد: موادِ اولیه، آدم، سرمایه، دانش، تجهیزات. بعد محصول یا خدمتی می‌سازد و دوباره به همان محیط برمی‌گرداند.

دور تا دورِ این موجود، بازیگرهای دیگری ایستاده‌اند که با او در رفت‌وآمدِ دائم‌اند:

  • مشتری‌ها، که محصول را می‌خرند و سلیقه‌شان عوض می‌شود.
  • رقیب‌ها، که برای همان مشتری می‌جنگند.
  • تأمین‌کننده‌ها، که موادِ خام و قطعات را می‌رسانند.
  • دولت و قانون‌گذار، که قاعده‌ی بازی را می‌نویسند.
  • مردم و جامعه، که فضای کلی را می‌سازند.

هیچ‌کدامِ این‌ها جدا از بقیه نیستند. یک تغییرِ کوچک در یکی، می‌تواند موجی در همه‌ی بقیه راه بیندازد.

تمرین: نقشه‌ی محیطِ خودت

یک کسب‌وکار را در ذهن بیاور؛ مالِ خودت، یا یکی که خوب می‌شناسی‌اش. روی یک کاغذ، وسط را خودِ کسب‌وکار بگذار و دورش این بازیگرها را بنویس: مشتری، رقیب، تأمین‌کننده، دولت، جامعه.

کنارِ هرکدام یک جمله بنویس: این بازیگر همین حالا بیشتر دارد به این کسب‌وکار کمک می‌کند یا فشار می‌آورد؟

«تحلیل محیط» دقیقاً یعنی چه؟

تعریفش از آن‌چه فکر می‌کنی ساده‌تر است. تحلیل محیط یعنی جمع‌کردنِ آگاهانه‌ی اطلاعات درباره‌ی رویدادها، روندها و روابطی که بیرونِ سازمان در جریان‌اند، تا بفهمیم کجای کار داریم می‌رویم.

فرانسیس آگیلار (Aguilar, ۱۹۶۷) خیلی وقت پیش گفت همین کار به مدیران کمک می‌کند فرصت‌ها و تهدیدهای راهبردی را زودتر ببینند و برای آینده برنامه بریزند. بعدتر جین (Jain, ۱۹۸۴) اسمِ این کارِ مداوم را گذاشت «پایشِ محیط» (Environmental Scanning): ابزاری برای اینکه سازمان بتواند سریع‌تر به تغییر واکنش نشان دهد.

وقتی محیط را خوب می‌خوانی، چهار چیز عایدت می‌شود:

  • مسیرِ آینده را کمی بهتر حدس می‌زنی.
  • ریسک‌ها را زودتر می‌بینی.
  • فرصت‌های پنهان را کشف می‌کنی.
  • تصمیم‌های واقع‌بینانه‌تری می‌گیری.
تمرین: یک تغییرِ تازه را بشکاف

یک تغییرِ بیرونیِ تازه را بنویس که این روزها درباره‌اش می‌شنوی؛ مثلِ یک قانونِ جدید، یک فناوریِ نو، یا یک تغییر در عادتِ مردم.

حالا در دو ستون بنویس: این تغییر برای کسب‌وکارِ تو چه فرصتی می‌سازد و چه تهدیدی؟ تقریباً همیشه هر دو ستون پر می‌شود.

سه چیزی که محیط را خاص می‌کند

اگر بخواهیم محیط را در یک تعریفِ کاربردی جمع کنیم، می‌شود گفت: «مجموعه‌ای از نیروها، نهادها و روندهایی که بیرونِ مرزِ سازمان‌اند، اما به‌شکلِ معناداری بر عملکرد، تصمیم و بقای آن اثر می‌گذارند.» سه نکته در این تعریف کلیدی است.

۱) خارج از کنترلِ مستقیمِ توست

تو نمی‌توانی نرخِ ارز، قانونِ مالیات، یا رفتارِ رقیب را مستقیم کنترل کنی. کاری که از دستت برمی‌آید این است که یا خودت را با آن‌ها تطبیق بدهی، یا راهی برای دورزدنشان پیدا کنی. اولین قدمِ هر دو کار، دیدنِ آن‌هاست.

۲) همیشه دو وجه دارد

محیط فقط تهدید نمی‌سازد. تقریباً هر تغییرِ بزرگ، یک فرصت هم در دلِ خودش دارد. تحریم‌ها را در نظر بگیر: برای خیلی از کسب‌وکارها یک تهدیدِ جدی بودند، ولی در بعضی حوزه‌ها همان فشار باعث شد صنایعِ جایگزین و تولیدِ داخلی شکل بگیرد.

۳) ثابت نمی‌ماند

محیط پویاست، و در ایران این پویایی از متوسطِ جهانی خیلی بیشتر است. نتیجه‌اش روشن است: یک‌بار تحلیل‌کردن کافی نیست. محیط را باید مثلِ هوا مدام رصد کنی، نه اینکه سالی یک‌بار سراغش بروی.

محیط را نمی‌توانی کنترل کنی؛ ولی می‌توانی بخوانی‌اش. و هر تصمیمِ استراتژیکِ خوب، از همین خواندن شروع می‌شود.

جمع‌بندی

هیچ کسب‌وکاری جزیره نیست. دور تا دورش پر است از نیروهایی که نه می‌تواند کنترلشان کند و نه می‌تواند نادیده‌شان بگیرد. کاری که می‌تواند بکند این است که یاد بگیرد این نیروها را ببیند، بخواند و زودتر از بقیه بفهمدشان. این، تمامِ ماجرای این مسیر است؛ و این درس، اولین قدمش بود.

اگر فقط چند چیز از این درس بماند:
  • هیچ کسب‌وکاری در خلأ کار نمی‌کند؛ همیشه داخلِ یک محیطِ زنده است.
  • تحلیل محیط یعنی خواندنِ روندها و روابطِ بیرونی، برای دیدنِ فرصت و تهدید.
  • محیط خارج از کنترلِ توست، دو وجه دارد (تهدید و فرصت)، و مدام تغییر می‌کند.
  • در محیطِ پرتلاطمِ ایران، پایش باید مداوم باشد، نه یک‌باره.
چالشِ این هفته

یک کسب‌وکارِ واقعی انتخاب کن و سه نیروی بیرونی را که بیشترین اثر را رویش دارند بنویس. کنارِ هرکدام مشخص کن: این نیرو همین حالا بیشتر فرصت است یا تهدید؟

این یادداشت را نگه دار؛ در درس‌های بعدی، همین کسب‌وکار را با ابزارهای دقیق‌تری دوباره تحلیل می‌کنیم.

اگر خواستی بیشتر بخوانی

ایده‌ی «پایشِ محیط» ریشه در کارهای کلاسیکِ این حوزه دارد؛ کتابِ آگیلار درباره‌ی رصدِ محیطِ کسب‌وکار (Aguilar, ۱۹۶۷) و کارهای جین درباره‌ی پایشِ راهبردی (Jain, ۱۹۸۴) نقطه‌ی شروعِ خوبی‌اند اگر دوست داشتی عمیق‌تر بروی.

یادداشت شخصی و خودسنجیاختیاری؛ فقط روی همین دستگاه ذخیره می‌شه
درس رو تموم کردی؟

فقط با تأیید خودت، این درس کامل‌شده ثبت می‌شه.