محیطِ کلان، لایهی دورِ محیطِ بیرونی است: اقتصاد، سیاست، اجتماع، فرهنگ، فناوری و قانون. دستت به آن نمیرسد، ولی هدف از خواندنش شکارِ فرصتها و تهدیدهاست.
فهرست این درس
تا اینجا میدانِ نزدیک را دیدیم: مشتری، رقیب، تأمینکننده. ولی همهی این بازیگران خودشان در یک فضای بزرگتر حرکت میکنند؛ فضایی که هیچکس کنترلش نمیکند ولی روی همه اثر میگذارد: اقتصاد، سیاست، فناوری، فرهنگ.
به این لایهی دور میگوییم «محیطِ کلان». دستت به آن نمیرسد، ولی اگر نخوانیاش، غافلگیر میشوی.
چرا این بهدردت میخورد
خیلی از شوکهایی که کسبوکارها را زمین میزنند، از محیطِ نزدیک نمیآیند؛ از محیطِ کلان میآیند: یک تصمیمِ سیاستی، یک جهشِ ارزی، یک فناوریِ تازه. این گام به تو یاد میدهد این لایهی دور را زیرِ نظر بگیری.
محیطِ دور در برابرِ محیطِ نزدیک
محیطِ بیرونیِ سازمان دو لایه دارد:
- محیطِ نزدیک (عملیاتی): اثرِ آنی و مستقیم؛ همان بازیگرانِ گامِ قبل.
- محیطِ دور (کلان یا عمومی): اثرِ بلندمدت و غیرمستقیم؛ شاملِ شرایطِ اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، حقوقی، فرهنگی، فناورانه و زیستمحیطی.
یک نکتهی مهم: محیطِ کلان را نباید با «کلِ محیطِ سازمان» یکی گرفت؛ این فقط لایهی دورِ آن است. هرچه حوزهی فعالیتت با این محیطِ عمومی سازگارتر باشد، در رسیدن به اهدافت موفقتری.
چرا اصلاً محیطِ خارجی را میخوانیم؟
یک نظریهپرداز بهنامِ کارل ویک محیطِ بیرونی را «محیطِ اطلاعاتی» نامید؛ یعنی سازمان دائم در حالِ تفسیر و کمکردنِ ابهامِ آن است. هدفِ ما از خواندنِ محیطِ خارجی، پیداکردنِ دو چیز است:
- فرصت: زمینه یا امکانِ بالقوهی مطلوبی در بیرون که با بهرهبرداری از آن میتوانی به اهداف و چشماندازت نزدیک شوی.
- تهدید: وضعیتی که عواملِ محیطی، برخلافِ خواستهات و خارج از کنترلت، مانعِ تحققِ اهدافت میشوند. هر چیزی که موجودیت یا منافعِ حیاتیات را به خطر بیندازد، تهدید است.
تغییرات همیشه دولبهاند: هم فرصت میآورند، هم خطر. برای همین دنبالکردنِ رخدادهای بیرونی برای مدیران حیاتی است.
محیطِ کلان را نمیتوانی عوض کنی؛ ولی میتوانی زودتر از بقیه بخوانیاش و آماده باشی.
به محیطِ کلانِ کسبوکارت فکر کن (اقتصاد، سیاست، فناوری، فرهنگ). یک فرصت و یک تهدیدِ کلان که این روزها بیشتر به کارت مربوط است بنویس.
کنارِ هرکدام بنویس از کدام حوزه میآید. همین، نقطهی شروعِ تحلیلِ کلان است.
جمعبندی
محیطِ کلان، لایهی دورِ محیطِ بیرونی است: اقتصاد، سیاست، اجتماع، فرهنگ، فناوری، قانون و زیستبوم. دستت به آن نمیرسد، ولی اثرِ بلندمدتش بر کسبوکار سنگین است. هدف از خواندنش، شکارِ فرصتها و تهدیدهاست. در درسهای بعد، این محیط را پنجرهبهپنجره باز میکنیم.
- محیطِ خارجی دو لایه دارد: نزدیک (عملیاتی) و دور (کلان).
- محیطِ کلان اثرِ بلندمدت دارد: اقتصاد، سیاست، اجتماع، فرهنگ، فناوری، قانون.
- محیطِ کلان مساوی کلِ محیط نیست؛ فقط لایهی دور است.
- هدفِ تحلیلِ بیرونی: یافتنِ فرصتها و تهدیدها.
یک تغییرِ کلانِ سالِ اخیر را انتخاب کن (مثلاً یک تغییرِ سیاستی یا جهشِ ارزی) و در یک پاراگراف بنویس چطور هم میتوانست فرصت باشد و هم تهدید؛ بسته به اینکه کسبوکار چطور باهاش روبهرو شود.
اگر خواستی بیشتر بخوانی
تمایزِ محیطِ عمومی و عملیاتی و مفهومِ «محیطِ اطلاعاتیِ» کارل ویک (Weick) از مباحثِ کلاسیکِ تئوریِ سازماناند. در درسِ بعد، شش پنجرهی اصلیِ محیطِ کلان را یکییکی باز میکنیم.
یادداشت شخصی و خودسنجیاختیاری؛ فقط روی همین دستگاه ذخیره میشه
فقط با تأیید خودت، این درس کاملشده ثبت میشه.