یاد بگیرید چگونه یک ایده خام را به مسئلهای واقعی، روشن و قابلاعتبارسنجی تبدیل کنید و پیش از ساخت راهحل، شواهد مناسب جمعآوری کنید.
فهرست این درس
اکثرِ کارآفرینان از یک «ایده» شروع میکنند: «من میخواهم فلان اپ را بسازم». ولی پژوهشها و تجربه نشان میدهند که شروع از «ایده» یکی از بزرگترین دلایلِ شکست است. در این گام یاد میگیریم که بهجای ایدهمحوری، مسئلهمحور باشیم.
چرا این بهدردت میخورد
وقتی عاشقِ یک ایده (راهحل) میشوی، ناخودآگاه دنبالِ مسئلهای میگردی که آن را توجیه کند؛ و این خطرناک است. ممکن است ماهها روی راهحلی کار کنی که هیچ مسئلهی واقعی و مهمی را حل نمیکند. مسئلهمحوری، این تله را خنثی میکند.
ایدهمحوری در برابرِ مسئلهمحوری
مسئلهمحوری یعنی اول درد، چالش یا نیازِ واقعیِ مشتری را بشناسی، و بفهمی اگر این مسئله حل نشود، چه هزینهای برای مشتری دارد. تفاوت را با یک مثال ببین:
- ایدهمحور: «من یک اپ تاکسیِ آنلاین میسازم.» (شروع از راهحل)
- مسئلهمحور: «در شهرِ ایکس، رفتوآمد در ساعاتِ شلوغ برای دانشجویان دردسر است و زمان و استرسِ زیادی ایجاد میکند.» (شروع از مسئله)
تفاوت ظریف ولی سرنوشتساز است. در حالتِ مسئلهمحور، تو به مسئله متعهدی نه به راهحل؛ پس اگر راهحلِ اولت جواب نداد، راهحلِ بهتری پیدا میکنی، بهجای اینکه یک راهحلِ بد را به زور به بازار بچپانی.
عاشقِ مسئله باش، نه عاشقِ راهحل. راهحلها عوض میشوند، ولی اگر مسئلهی واقعی و مهمی را گرفته باشی، همیشه راهی برای حلش پیدا میشود.
ایدهی همراهت را که احتمالاً بهصورتِ راهحل نوشته بودی، حالا بهصورتِ مسئله بازنویسی کن: «برای [مشتری]، [این کار] دردسر/پرهزینه است، چون [دلیل].»
اگر نتوانی مسئله را واضح و دردناک بنویسی، شاید مسئلهای واقعی در کار نباشد.
ایدهها از کجا میآیند؟
وقتی مسئلهمحور میشوی، ایدههای بهتری هم پیدا میکنی. سه منبعِ خوبِ ایده (با نگاهِ مسئلهمحور) عبارتاند از: دردها و ناکارآمدیهایی که خودت تجربه کردهای، مشکلاتی که در کارِ دیگران یا صنعتی خاص میبینی، و روندهای در حالِ تغییر که مسئلههای تازه میسازند. در هر سه، نقطهی شروع «مسئله» است نه «محصول».
سه مسئلهی واقعی که خودت یا اطرافیانت با آن دستوپنجه نرم میکنید بنویس. برای هرکدام بنویس اگر حل نشود چه هزینهای دارد. این، خامترین معدنِ ایدههای خوب است.
جمعبندی
بهجای شروع از راهحل (ایدهمحوری)، از مسئلهی واقعی و مهمِ مشتری شروع کن (مسئلهمحوری). به مسئله متعهد باش نه به راهحل؛ این، شانسِ ساختنِ چیزی که واقعاً به درد میخورد را چند برابر میکند.
- شروع از راهحل خطرناک است؛ از مسئله شروع کن.
- مسئلهمحوری: شناختِ درد/نیازِ واقعی و هزینهی حلنشدنش.
- به مسئله متعهد باش، نه به راهحل؛ راهحلها عوض میشوند.
- بهترین ایدهها از مسئلههای واقعی میآیند، نه از محصول.
با پنج نفر دربارهی مسئلهای که انتخاب کردهای حرف بزن، ولی راهحلت را نگو. فقط بپرس آیا این مسئله را دارند و چقدر برایشان مهم است. این، صادقانهترین آزمونِ واقعیبودنِ مسئله است.
اگر خواستی بیشتر بخوانی
درسِ بعد، «نیاز در برابر خواسته»، کمک میکند مسئلههای واقعاً مهم را از مسئلههای سطحی جدا کنی.
یادداشت شخصی و خودسنجیاختیاری؛ فقط روی همین دستگاه ذخیره میشه
فقط با تأیید خودت، این درس کاملشده ثبت میشه.