اکوسیستمِ کارآفرینی: محیط دیگر فقط زمینه نیست، یک شبکهی زنده از بازیگرانِ بههموابسته است؛ و بخشی از مزیتِ رقابتیِ تو بیرونِ خودت در همین شبکه است.
فهرست این درس
تا اینجا محیط را از همهی زاویهها دیدیم: از سیستم و تلاطم تا رقابت، کلان و جهانی. حالا به آخرین و شاید زیباترین مفهومِ این مسیر میرسیم: اکوسیستم. جایی که محیط دیگر فقط «زمینه» نیست؛ یک موجودِ زندهی بههمپیوسته است.
چرا این بهدردت میخورد
کسبوکارها در خلأ موفق نمیشوند؛ در یک شبکهی زنده از بازیگران رشد میکنند. وقتی این اکوسیستم را بفهمی، میفهمی موفقیت تا چه حد به دیگران و به محیطِ اطرافت گره خورده.
از طبیعت تا کسبوکار
کلمهی «اکوسیستم» از زیستشناسی میآید: یک سیستمِ زنده که از تعاملِ جانداران، گیاهان و عواملِ غیرزنده (آب، هوا، خاک) ساخته شده و در تعادل با هم کار میکنند. این استعاره را به دنیای کسبوکار آوردهاند، البته نه بهشکلِ تحتاللفظی.
ایدهی اصلیِ «اکوسیستمِ کارآفرینی» این است: کارآفرینی در یک جامعه از بازیگرانِ وابستهبههم اتفاق میافتد، نه در انزوا. دو مؤلفهاش را جدا کنیم:
- کارآفرینی: فرایندِ کشف و بهرهبرداری از فرصتهای ایجادِ کالا و خدمتِ جدید (ایدهای که به شومپیتر برمیگردد). این نگاه اغلب روی استارتاپهای رشدبالا و مقیاسپذیر تمرکز میکند.
- اکوسیستم: شبکهای از بازیگرانِ بههموابسته که فضایی برای این کارآفرینی میسازند.
یک ایدهی قدیمی با لباسِ نو
جالب است که ریشهی این ایده به یک قرن پیش برمیگردد؛ به آلفرد مارشال (۱۹۲۰) و مفهومِ «نواحیِ صنعتی»: اینکه چرا بعضی شرکتها در مناطقِ خاصی شکوفا میشوند. بعدها این ایده در قالبهایی مثلِ خوشههای صنعتیِ پورتر و سیستمهای ملیِ نوآوری ادامه یافت.
همهی این نگاهها یک هستهی مشترک دارند: عواملی خارج از یک سازمان ولی درونِ یک منطقه وجود دارند که به مزیتِ رقابتیِ آن سازمان کمک میکنند. بهعبارتی، بخشی از قدرتِ تو، بیرونِ خودت است؛ در شبکهای که در آن قرار داری.
چند تعریفِ کلیدی در طولِ زمان:
- مور (۱۹۹۳): اکوسیستمِ کسبوکار را خوشهای از بازیگرانِ متعامل (شرکتها، دانشگاهها، دولت) دانست که با هم همزیستی و تکامل مییابند.
- کوهن (۲۰۰۶): اصطلاحِ «اکوسیستمِ کارآفرینی» را ساخت: بازیگرانِ مرتبط در یک جغرافیای خاص که به توسعهی پایدار متعهدند.
- اسپیگل (۲۰۱۷): آن را تعاملِ بینِ فرهنگ، شبکههای اجتماعی، نهادها و سازوکارهای حکمرانی دانست که محیطی برای نوآوری میسازند.
بخشی از قدرتِ کسبوکارِ تو، بیرونِ خودِ توست؛ در اکوسیستمی که در آن نفس میکشی.
پنج بازیگرِ بیرونی را بنویس که در موفقیتِ کسبوکارت نقش دارند، ولی بخشی از خودِ شرکتت نیستند (مثلاً یک دانشگاه، یک شتابدهنده، یک انجمن، یک پلتفرم، یک سرمایهگذار).
کنارِ هرکدام بنویس اگر آن بازیگر نبود، چه چیزی سختتر میشد. همین، تصویری از اکوسیستمِ توست.
جمعبندی
اکوسیستم آخرین و کاملترین نگاهِ این مسیر است: محیط دیگر فقط زمینه نیست، یک شبکهی زنده از بازیگرانِ بههموابسته است. ایدهی اصلی این است که بخشی از مزیتِ رقابتیِ هر کسبوکار، بیرونِ خودش و درونِ همین شبکه است. در درسِ بعد، چند مدلِ معروف را میبینیم که این اکوسیستم را به اجزای روشن تقسیم میکنند.
- اکوسیستم استعارهای از زیستشناسی است: شبکهای زنده و بههموابسته.
- کارآفرینی در جامعهای از بازیگرانِ وابسته اتفاق میافتد، نه در انزوا.
- ریشهاش به نواحیِ صنعتیِ مارشال (۱۹۲۰) برمیگردد.
- بخشی از مزیتِ رقابتیِ تو، بیرونِ خودت و در اکوسیستم است.
یک «داستانِ موفقیت» در اکوسیستمِ صنعتت پیدا کن (یک کسبوکارِ موفقِ آشنا). فهرست کن چه بازیگرانِ بیرونی (سرمایهگذار، استاد، شریک، پلتفرم) در موفقیتش نقش داشتند. این نشان میدهد موفقیت چقدر «شبکهای» است.
اگر خواستی بیشتر بخوانی
مفهومِ اکوسیستمِ کارآفرینی ریشه در کارهای مارشال (۱۹۲۰) و مور (۱۹۹۳) دارد و در دو دههی اخیر به یکی از داغترین حوزههای مطالعاتِ کارآفرینی تبدیل شده. در درسِ بعد، مدلهای آیزنبرگ، استام، اسپیگل و مجمع جهانیِ اقتصاد را مرور میکنیم.
یادداشت شخصی و خودسنجیاختیاری؛ فقط روی همین دستگاه ذخیره میشه
فقط با تأیید خودت، این درس کاملشده ثبت میشه.