چهار مدلِ معروفِ اکوسیستمِ کارآفرینی: شش بُعدِ آیزنبرگ، چهارچوب و سیستمِ استام، سه دستهی اسپیگل، و هشت ستونِ مجمع جهانیِ اقتصاد؛ همه با یک پیامِ مشترک.
فهرست این درس
«اکوسیستم» یک کلمهی زیباست، ولی برای اینکه واقعاً به کار بیاید، باید بدانیم از چه اجزایی ساخته شده. چند صاحبنظر دقیقاً همین کار را کردهاند: اکوسیستم را به قطعاتِ روشن تقسیم کردهاند.
چرا این بهدردت میخورد
این مدلها یک چکلیست به تو میدهند تا بسنجی اکوسیستمِ اطرافت چقدر کامل است و کجایش لنگ میزند؛ چه برای ارزیابیِ یک شهر و کشور، چه برای فهمِ صنعتِ خودت.
مدلِ آیزنبرگ: شش بُعد
مشهورترین مدل، مالِ دنیل آیزنبرگ (۲۰۱۱) است که در مقالهای در هاروارد منتشر شد. او اکوسیستم را به شش بُعدِ اصلی و حدودِ ۵۰ مؤلفه تقسیم کرد:
- سیاست: رهبری و حمایتِ دولت.
- منابعِ مالی: دسترسی به سرمایه.
- فرهنگ: داستانهای موفقیتِ کارآفرینی و نُرمهای اجتماعی.
- حمایتها: زیرساختِ فیزیکی، خدماتِ حرفهای و مؤسساتِ غیردولتی.
- سرمایهی انسانی: تحصیلات، نیروی کار و شبکهی انسانی.
- بازارها: مشتریانِ اولیه و شبکههای بازاری.
این شش بُعد بههمتنیدهاند؛ یعنی ضعف در یکی، بقیه را هم تضعیف میکند.
مدلِ استام: چهارچوب در برابرِ سیستم
اِریک استام (۲۰۱۵) اجزای اکوسیستم را به دو دسته تقسیم کرد:
- شرایطِ چهارچوبی: ساختارِ پایهی منطقه، نهادهای رسمی، فرهنگ، زیرساخت و تقاضای بازار. اینها «علتِ اساسیِ ایجادِ ارزش»اند.
- شرایطِ سیستماتیک: منابع و پشتیبانیِ مستقیم، شبکهها، رهبری، مالی، استعداد، دانش و خدماتِ پشتیبانی.
حرفِ مهمِ استام این است: صرفِ وجودِ این اجزا کافی نیست؛ تعاملِ آنهاست که خروجی (کارآفرینیِ رشدبالا) و در نهایت ارزشِ اجتماعی میسازد. هدفِ یک اکوسیستم فقط بالابردنِ نرخِ کارآفرینی نیست؛ ساختنِ ارزش برای کلِ جامعه است.
مدلِ اسپیگل: فرهنگی، اجتماعی، مادی
بِن اسپیگل (۲۰۱۷) ویژگیهای اکوسیستم را در سه دستهی ساده جمع کرد:
- فرهنگی: نگاهِ منطقه به کارآفرینی و داستانهای موفقیتِ گذشته.
- اجتماعی: آنچه از راهِ شبکهها به دست میآید، نیروی ماهر، سرمایه، مربی و مشاوره.
- مادی: چیزهای فیزیکی و رسمی، دانشگاه، خدماتِ پشتیبانی، زیرساخت و سیاستهای دولتی.
تأکیدِ اصلیِ اسپیگل بر ارتباطِ متقابل است: هر ویژگی به بازتولیدِ بقیه کمک میکند. اکوسیستم یک فهرست نیست؛ یک شبکه است.
مدلِ مجمع جهانیِ اقتصاد: هشت ستون
مجمع جهانیِ اقتصاد، با تکیه بر ایدههای آیزنبرگ، هشت ستونِ اکوسیستم را شناسایی کرد: بازارهای در دسترس، سرمایهی انسانی، تأمینِ مالی، سیستمهای پشتیبانی، چارچوبِ نظارتی و زیرساخت، آموزشوپرورش، دانشگاههای بزرگ، و حمایتهای فرهنگی. نکته این است که دسترسی به این ستونها در مناطقِ مختلف فرق میکند؛ بعضی مناطق همه را دارند و بعضی خیلی کمتر.
همهی این مدلها یک حرف میزنند: اکوسیستم یک فهرست از اجزا نیست؛ یک شبکهی بههموابسته است.
شش بُعدِ آیزنبرگ را برای اکوسیستمِ صنعتت یکییکی از ۱ تا ۵ نمره بده: سیاست، مالی، فرهنگ، حمایتها، سرمایهی انسانی، بازارها.
کدام بُعد ضعیفترین نمره را گرفت؟ همان، گلوگاهِ رشدِ اکوسیستمِ توست.
جمعبندی
چهار مدلِ معروف، آیزنبرگ (شش بُعد)، استام (چهارچوب و سیستم)، اسپیگل (فرهنگی/اجتماعی/مادی) و مجمع جهانی (هشت ستون)، هرکدام اکوسیستم را به اجزای روشن تقسیم میکنند. ولی همه روی یک نکته توافق دارند: مهمتر از وجودِ اجزا، تعاملِ آنهاست. در درسِ آخر، این مدلها را روی اکوسیستمِ واقعیِ ایران و صنعتِ کوچینگ پیاده میکنیم.
- آیزنبرگ: شش بُعد (سیاست، مالی، فرهنگ، حمایتها، سرمایهی انسانی، بازارها).
- استام: شرایطِ چهارچوبی و سیستماتیک؛ تعامل مهمتر از وجود است.
- اسپیگل: فرهنگی، اجتماعی، مادی؛ با تأکید بر ارتباطِ متقابل.
- مجمع جهانی: هشت ستون؛ دسترسی به آنها منطقهبهمنطقه فرق میکند.
یکی از مدلها را انتخاب کن و دو بُعد یا ستونش را که در اکوسیستمِ ایران ضعیف میبینی نام ببر، و برای هرکدام یک پیشنهادِ سادهی بهبود بنویس.
اگر خواستی بیشتر بخوانی
مدلهای آیزنبرگ (Isenberg, ۲۰۱۱)، استام (Stam, ۲۰۱۵) و اسپیگل (Spigel, ۲۰۱۷) از پرارجاعترین چارچوبهای اکوسیستمِ کارآفرینیاند. در درسِ پایانی، همه را روی اکوسیستمِ ایران و صنعتِ کوچینگ به کار میبریم و مسیر را با یک پروژهی نهایی میبندیم.
یادداشت شخصی و خودسنجیاختیاری؛ فقط روی همین دستگاه ذخیره میشه
فقط با تأیید خودت، این درس کاملشده ثبت میشه.