بازگشت به مسیر طرح و مدل کسب‌وکار
فصل ۳ · بوم مدل کسب‌وکاردرس ۷ از ۳۱

پیشنهاد ارزش و تقسیم‌بندی بازار

پیشنهادِ ارزش به مشتری و تقسیم‌بندیِ بازار، دو بلوکِ آغازینِ بوم. با مثال و تمرین، کاربرد آن را در طراحی و اعتبارسنجی مدل کسب‌وکار یاد می‌گیری.

۴ دقیقه مطالعهدرس ۲ از ۴ این فصلانتشار
بعد از این درس

پیشنهادِ ارزش به مشتری و تقسیم‌بندیِ بازار، دو بلوکِ آغازینِ بوم. با مثال و تمرین، کاربرد آن را در طراحی و اعتبارسنجی مدل کسب‌وکار یاد می‌گیری.

فهرست این درس

از میانِ ۹ خانه‌ی بوم، دو خانه از همه مهم‌ترند و نقطه‌ی شروعِ طراحی‌اند: ارزشِ پیشنهادی به مشتری و بخش‌بندیِ بازار. این دو، جوابِ دو پرسشِ بنیادین‌اند: چه ارزشی می‌دهیم، و به چه کسی؟

این دو خانه چنان به هم گره خورده‌اند که باید با هم طراحی‌شان کرد؛ چون ارزش، همیشه ارزش برای یک مشتریِ مشخص است.

چرا این به‌دردت می‌خورد

بزرگ‌ترین اشتباهِ کارآفرینان این است که می‌خواهند «برای همه» یک «ارزشِ کلی» بسازند. نتیجه این می‌شود که برای هیچ‌کس به‌اندازه‌ی کافی جذاب نیستند. روشن‌کردنِ این‌که دقیقاً چه ارزشی، برای دقیقاً چه کسی، تفاوتِ یک کسب‌وکارِ متمایز با یک کسب‌وکارِ بی‌رنگ است.

ارزشِ پیشنهادی به مشتری (CVP)

ارزشِ پیشنهادی به مشتری (Customer Value Proposition) یعنی همان دلیلی که مشتری تو را به جای رقیب انتخاب می‌کند. به این پرسش جواب می‌دهد: چه مشکلی از مشتری را حل می‌کنیم یا چه منفعتی به او می‌دهیم که برایش ارزشمند است؟

مثلاً شرکتِ اپل با تمرکز بر طراحیِ زیبا، نوآوری و تجربه‌ی کاربریِ یکپارچه، ارزشی پیشنهاد می‌دهد که فراتر از مشخصاتِ فنیِ محصول است؛ و مشتری حاضر است بابتش بیشتر بپردازد. ارزشِ پیشنهادی می‌تواند از جنسِ صرفه‌جوییِ زمان یا پول، کاهشِ ریسک، راحتی، یا حسِ تعلق باشد.

برای پلتفرمِ کوچینگِ اشتراکی، ارزشِ پیشنهادی می‌تواند این باشد: «دسترسیِ ارزان و منظم به کوچینگِ باکیفیت، بدونِ هزینه‌ی بالای جلساتِ خصوصی». می‌بینی که این یک جمله، هم مشکل را می‌گوید هم راه‌حل را.

تمرین: جمله‌ی ارزشِ پیشنهادی

برای ایده‌ات این قالب را پر کن: «ما به [مشتری] کمک می‌کنیم تا [این مشکل] را حل کند، از طریقِ [این راه‌حل]، که برخلافِ [رقیب]، [این مزیت] را دارد.»

اگر نتوانی این جمله را روان پر کنی، ارزشِ پیشنهادی‌ات هنوز مبهم است.

بخش‌بندیِ بازار

بخش‌بندیِ بازار (Market Segmentation) یعنی تقسیمِ بازار به گروه‌هایی از مشتریان که نیازها یا ویژگی‌های مشترک دارند، تا بتوانی برای هر گروه پیشنهادِ متناسب بسازی. بازار را می‌شود بر چند مبنا بخش‌بندی کرد: جغرافیایی، جمعیت‌شناختی (سن، درآمد، شغل)، رفتاری (نحوه‌ی استفاده)، و نیازمحور.

یک تمایزِ مهم: بازارها از نظرِ نوع هم فرق دارند؛ مثلاً فروش به مصرف‌کننده‌ی نهایی (B2C) با فروش به سازمان‌ها (B2B) استراتژی‌های متفاوتی می‌خواهد. برای پلتفرمِ کوچینگ، یک بخش می‌تواند «کارمندانِ جوانِ شهری که دنبالِ رشدِ شغلی‌اند» باشد (B2C) و بخشِ دیگر «شرکت‌هایی که برای کارکنانشان کوچینگ می‌خرند» (B2B).

ارزش بدونِ مشتری بی‌معنی است. همیشه بپرس «ارزش برای که؟». همان لحظه که مشتری را دقیق کنی، ارزشِ پیشنهادی‌ات هم تیز و متمایز می‌شود.

تمرین: دو بخش، دو ارزش

برای ایده‌ات دو بخشِ متفاوتِ مشتری بنویس و برای هرکدام، ارزشِ پیشنهادیِ متناسبش را در یک جمله بگو.

اگر هر دو بخش دقیقاً یک ارزش می‌گیرند، احتمالاً بخش‌بندی‌ات واقعی نیست.

جمع‌بندی

دو خانه‌ی آغازینِ بوم، ارزشِ پیشنهادی و بخش‌بندیِ بازار، باید با هم طراحی شوند: ارزش همیشه برای یک مشتریِ مشخص است. روشن‌کردنِ این دو، پایه‌ی یک کسب‌وکارِ متمایز است.

اگر فقط چند چیز از این درس بماند:
  • ارزشِ پیشنهادی: دلیلِ این‌که مشتری تو را به جای رقیب انتخاب می‌کند.
  • بخش‌بندیِ بازار: تقسیمِ بازار به گروه‌های با نیازِ مشترک.
  • ارزش و مشتری به هم گره خورده‌اند؛ همیشه بپرس «ارزش برای که؟».
  • «برای همه» یعنی «برای هیچ‌کس»؛ تمرکز، متمایزت می‌کند.
چالشِ این هفته

یک بخشِ مشتریِ مشخص از ایده‌ات را انتخاب کن و با دو نفرِ واقعی از آن بخش حرف بزن. ببین ارزشی که فکر می‌کردی برایشان مهم است، واقعاً مهم هست یا نه. این، تیزترین راهِ اصلاحِ ارزشِ پیشنهادی است.

اگر خواستی بیشتر بخوانی

در گامِ «از ایده تا ارزش پیشنهادی» با بومِ خلقِ ارزش (VPC) عمیق‌تر سراغِ تطبیقِ ارزش و مشتری می‌رویم.

یادداشت شخصی و خودسنجیاختیاری؛ فقط روی همین دستگاه ذخیره می‌شه
درس رو تموم کردی؟

فقط با تأیید خودت، این درس کامل‌شده ثبت می‌شه.